آموزش پرامپت ساخت ویدیو: ۱۵ دستور کاربردی برای حرکت دوربین

پرامپت ساخت ویدیو یعنی متنی که به ابزار می دهید تا بگوید چه ویدیویی بسازد. اگر به ابزار ساخت ویدیو بگویید. «No camera movement» یعنی «بدون حرکت دوربین»، ممکن است برعکس آن را انجام دهد. راهنمای رسمی Runway می گوید ابزار جمله منفی را درست نمی فهمد و نتیجه می تواند پیش بینی ناپذیر یا حتی برعکس باشد. جمله درست مثبت است: «Locked camera. The camera remains still.» یعنی «دوربین قفل است و ثابت می ماند».
پرامپت ویدیو یک تفاوت مهم با ساخت تصویر دارد: باید بگویید دوربین هم چگونه حرکت کند. در این مقاله ۱۵ حرکت دوربین را می خوانید. هر کدام یک تصویر ساده، یک پرامپت انگلیسی و معنی فارسی آن را دارد.
مثال های راهنماهای رسمی انگلیسی اند، برای همین پرامپت ها را انگلیسی نگه داشته ایم. تعریف ها با راهنمای دوربین Runway و راهنمای ویدیوی Google در ۱۱ آبان ۱۴۰۵ (۲ نوامبر ۲۰۲۶) تطبیق داده شد. پرامپت های نمونه را خودمان نوشته ایم و هنوز اجرا نکرده ایم.
فرمول ساده پرامپت نویسی ویدیو: حرکت، سوژه و جزئیات
در پرامپت ساخت ویدیو از عکس، خود عکس ظاهر صحنه را مشخص می کند و متن فقط می گوید چه چیزی حرکت کند. قالب پیشنهادی پرامپت Runway در راهنمای تبدیل تصویر به ویدیو این است:
The camera [motion] as the subject [action]. [Extra details]
یعنی: دوربین [این طور حرکت می کند] در حالی که سوژه [این کار را می کند]. [جزئیات بیشتر]. یک نمونه را تکه تکه بخوانیم:
The camera slowly pushes in toward the woman at the window as she turns her head toward the light.
حرکت دوربین و سرعت: «The camera slowly pushes in» یعنی دوربین آرام جلو می رود.
مقصد حرکت: «toward the woman at the window» یعنی به سمت زنی کنار پنجره.
کار سوژه: «as she turns her head toward the light» یعنی در حالی که سرش را به طرف نور برمی گرداند.
دو قاعده از راهنماهای رسمی کار را ساده می کند:
حرکت را توصیف کنید، نه آنچه در عکس دیده می شود. طبق Runway تکرار جزئیات عکس ممکن است حرکت را کم کند.
اول یک حرکت بخواهید. طبق راهنمای کنترل دوربین Kling هر پرامپت حرکت دوربین بهتر است یک حرکت اصلی داشته باشد، چون چند حرکت پشت سر هم نتیجه را ناپایدار می کند.
چرخش در جا: پن، تیلت و پن سریع
در این گروه دوربین از جایش تکان نمی خورد و فقط می چرخد.

۱. پن (Pan)
مثل وقتی که ایستاده اید و سرتان را به چپ یا راست می چرخانید. برای نشان دادن صحنه ای عریض یا رسیدن از یک سوژه به سوژه دیگر خوب است. اگر پرامپت برای Kling AI می نویسید، راهنمای آن هشدار می دهد پن همراه با حرکت تند و مخالف سوژه گیج کننده می شود.
A slow pan from left to right across an empty desert road, ending on a gas station.
معنی: پن آرام از چپ به راست روی جاده خالی بیابان که به یک پمپ بنزین می رسد.
۲. تیلت (Tilt)
مثل تکان دادن سر به بالا یا پایین. دوربین در جایش می ماند و نگاهش از ریشه درخت تا بالای شاخه ها بالا می رود.
The camera tilts up from the roots of an old olive tree to its top branches.
معنی: دوربین به بالا می چرخد: از ریشه های یک زیتون کهنسال تا شاخه های بالای آن.
۳. پن سریع (Whip pan)
پنی بسیار تند که تصویر را محو می کند، مثل برگشتن ناگهانی به سمت کسی که صدایتان زده است. برای رفتن از یک آدم یا صحنه به دیگری به کار می رود.
A rapid whip pan from the cook at the stove to the waiter at the door.
معنی: پن سریع از آشپز کنار اجاق به پیشخدمت کنار در.
حرکت در فضا: جلو، عقب، کنار، بالا و دور سوژه
در این گروه خود دوربین راه می رود یا بالا و پایین می رود. «دالی» نام ریل یا چرخ دستی کوچکی است که دوربین روی آن می لغزد.

۴. حرکت به جلو (Push in)
دوربین آرام به سوژه نزدیک می شود، مثل قدم زدن آهسته به سمت یک نفر. نگاه بیننده را روی چهره یا یک جزئیات نگه می دارد. در سینما به آن dolly in هم می گویند.
The camera slowly pushes in toward a violinist as she closes her eyes.
معنی: دوربین آرام به یک ویولن زن نزدیک می شود، در حالی که چشم هایش را می بندد.
۵. حرکت به عقب (Pull back)
برعکس push in. دوربین عقب می رود و صحنه کم کم باز می شود و نشان می دهد سوژه کجا است. راهنمای Kling می گوید برای آن به یک سوژه روشن و یک محیط مشخص نیاز دارید.
The camera pulls back from a candle flame to reveal an empty church.
معنی: دوربین از شعله یک شمع عقب می رود و یک کلیسای خالی را نشان می دهد.
۶. حرکت جانبی (Truck)
دوربین به پهلو و موازی سوژه می رود، مثل راه رفتن کنار ردیف غرفه های بازار بدون چرخاندن سر. در پن دوربین فقط می چرخد، اما در truck جایش عوض می شود.
The camera trucks right, parallel to a row of market stalls.
معنی: دوربین به سمت راست و موازی ردیف غرفه های بازار می رود.
۷. دنبال کردن سوژه (Tracking)
دوربین همراه یک سوژه متحرک می رود و فاصله اش را نگه می دارد، مثل کسی که کنار یک دونده راه می رود و فیلم می گیرد. راهنماها فرق آن با truck را صریح نمی نویسند. برداشت ما این است که truck یعنی مسیر موازی و tracking یعنی همراهی با سوژه.
A tracking shot follows a runner along a seaside promenade at a steady distance.
معنی: دوربین دونده ای را در پیاده راه کنار دریا با فاصله ثابت دنبال می کند.
۸. بالا و پایین رفتن عمودی (Pedestal)
کل بدنه دوربین مثل آسانسور بالا یا پایین می رود و زاویه نگاه صاف می ماند. در تیلت دوربین فقط به بالا و پایین می چرخد، اما در pedestal جایش عوض می شود.
The camera pedestals up beside a tall bookshelf, keeping the frame level.
معنی: دوربین کنار یک قفسه بلند بالا می رود و کادر صاف می ماند.
۹. کرین (Crane)
دوربین روی بازوی مکانیکی بلند بالا یا پایین می رود. مثل نمایی که از یک نفر شروع می شود و تا دیدن کل صحنه بالا می رود.
A crane shot starts low on a lighthouse keeper at his door and rises to reveal the stormy coast.
معنی: نما از نگهبان فانوس در آستانه در شروع می شود و بالا می رود تا ساحل طوفانی دیده شود.
۱۰. چرخش دور سوژه (Orbit)
دوربین دور سوژه می چرخد و سوژه وسط کادر می ماند، مثل راه رفتن دور یک مجسمه. وبلاگ Higgsfield آن را برای معرفی محصول مناسب می داند. برداشت ما این است که چون عکس فقط یک طرف سوژه را نشان می دهد، ابزار باید پشت آن را بسازد و خطا بیشتر می شود.
The camera orbits slowly around a potter's hands as the clay rises on the wheel.
معنی: دوربین آرام دور دست های کوزه گر می چرخد، در حالی که گل روی چرخ بالا می آید.
لنز و فوکوس: زوم، کرش زوم و رک فوکوس

۱۱. زوم (Zoom)
زوم یعنی عوض کردن فاصله کانونی لنز، همان چرخاندن حلقه لنز که تصویر را بزرگ تر یا کوچک تر می کند. دوربین سر جایش می ماند. در push in دوربین واقعا جلو می رود و اطراف سوژه از کنار دوربین رد می شوند، اما در زوم فقط خود تصویر بزرگ می شود. طبق Higgsfield ابزار این دو را در زبان ساده اشتباه می گیرد، پس نام حرکت را دقیق بنویسید.
A slow zoom in on the hands of a pocket watch, while the camera stays in place.
معنی: زوم آرام روی عقربه های یک ساعت جیبی، در حالی که دوربین سر جایش می ماند.
۱۲. کرش زوم (Crash zoom)
زومی بسیار سریع و ناگهانی که حس شوک می دهد، مثل لحظه ای که کسی ناگهان چیز غیرمنتظره ای می بیند.
The camera holds on a wide street, then a sudden crash zoom frames the man's startled eyes.
معنی: دوربین روی یک خیابان باز ثابت است، بعد یک کرش زوم ناگهانی چشم های وحشت زده مرد را قاب می گیرد.
۱۳. رک فوکوس (Rack focus)
فوکوس از یک چیز به چیز دیگر می رود. اول کلید روی میز واضح است و آدم پشت آن تار، بعد برعکس می شود. برای همین دو چیز باید در فاصله های متفاوت از دوربین باشند.
Rack focus from the key on the table to the man standing at the door behind it.
معنی: فوکوس از کلید روی میز به مردی می رود که پشت آن کنار در ایستاده است.
حالت دوربین: ثابت و روی دست

۱۴. دوربین ثابت (Static)
دوربین مثل روی سه پایه قفل است. مدل های ویدیو برای ساختن حرکت طراحی شده اند و طبق Runway نمای کاملا ثابت دشوار است، به ویژه در نماهای باز و منظره. راهنما می گوید بنویسید چه چیزی داخل صحنه حرکت می کند.
Locked camera. The camera remains still while fog rolls across the lake.
معنی: دوربین قفل است و ثابت می ماند، در حالی که مه روی دریاچه می لغزد.
۱۵. دوربین روی دست (Handheld)
دوربین در دست اپراتور است و کمی می لرزد، مثل فیلم های مستند. لرزش حس واقعی بودن می دهد، اما راهنمای Google آن را حرکتی کم ثبات می داند که ناآرامی هم منتقل می کند.
A handheld camera follows the courier through the crowded station, with slight natural shake.
معنی: دوربین روی دست پیک را در ایستگاه شلوغ دنبال می کند، با لرزشی طبیعی و کم.
با کدام حرکت ها شروع کنید؟
اصطلاح ها را در مستندات چهار ابزار جست و جو کردیم، از جمله راهنمای حرکت Kling، راهنمای Kling 4.0 و فهرست پریست های Higgsfield. نتیجه ساده است:
دوربین ثابت، پن، تیلت، کرین، زوم و هندهلد در مستندات هر چهار ابزار آمده است. با این شش شروع کنید.
در صفحه های Kling که خواندیم truck، pedestal، crash zoom و رک فوکوس پیدا نشد. این چهار را اول با یک آزمایش کوچک امتحان کنید.
پرامپت را فارسی بنویسم یا انگلیسی؟
هیچ کدام از راهنماهای رسمی درباره زبان پرامپت ساخت ویدیو با هوش مصنوعی چیزی نمی گوید. پس نمی توان گفت پرامپت فارسی جواب می دهد یا نه. فهرست زبان های صدا در راهنمای Kling 4.0 هم چینی، انگلیسی، ژاپنی، کره ای، اسپانیایی، پرتغالی، آلمانی، فرانسوی و هندی است و فارسی ندارد.
پیشنهاد ما این است که اصطلاح های دوربین را انگلیسی بنویسید، چون همه مرجع ها با همین واژه ها نوشته شده اند. توضیح صحنه را یک بار فارسی و یک بار انگلیسی امتحان کنید. نوشته فارسی داخل ویدیو را در ویرایش اضافه کنید، چون راهنماها نگفته اند مدل ها حروف فارسی را درست می سازند.
آزمایش ۲۰ دقیقه ای برای خودتان
یک تصویر باکیفیت را قاب اول کنید و فقط با یک ابزار کار کنید.
پرامپت پایه را فقط با کار سوژه بنویسید و در هر اجرا یک حرکت اضافه کنید.
ثبت کنید حرکت درست اجرا شد یا نه و چند اعتبار مصرف شد.
جمله «No camera movement» را با «Locked camera» روی همان تصویر مقایسه کنید.
یک پرامپت را یک بار فارسی و یک بار انگلیسی اجرا کنید.
سوالات متداول
چرا دوربین در نمای ثابت هم کمی تکان می خورد؟
طبق راهنمای Runway ممکن است عکس نشانه های حرکت داشته باشد، مثل محو شدگی یا گرد و غبار، و پرامپت ثابت با آن ها تضاد پیدا کند. تکان های کم را می توان در ویرایشگر پایدار کرد.
کلیپ بعدی را چطور ادامه بدهم؟
راهنمای Runway پیشنهاد می کند آخرین فریم کلیپ تمام شده را تصویر ورودی کلیپ بعدی کنید. بعد دو کلیپ را در ویرایشگر وصل کنید و فریم مشترک را حذف کنید.
می توان حرکت دوربین را از ویدیوی دیگری گرفت؟
در راهنمای Kling 4.0 بخشی به نام Camera Movement Reference هست که مسیر و ریتم دوربین را از یک ویدیوی مرجع می گیرد.
مدت هر حرکت را چطور تعیین کنم؟
راهنمای Kling پیشنهاد می کند مدت را بنویسید، مثل «5-second dolly zoom» یعنی «دالی زوم ۵ ثانیه ای». در Runway می توان ترتیب رویدادها را با زمان تقریبی مثل [00:01] نوشت.
آیا هیچ وقت جمله منفی ننویسم؟
به ابزار بستگی دارد. راهنمای Runway جمله منفی را پشتیبانی نشده می داند. راهنمای Kling 4.0 فقط دو مورد را لازم می داند: بدون زیرنویس و بدون موسیقی پس زمینه.
اشتراک ابزار نتیجه پرامپت را تضمین نمی کند
اشتراک نتیجه یک پرامپت را تضمین نمی کند. مدل ها و راهنماها عوض می شوند، پس تعریف ها را با نسخه خودتان تطبیق دهید. برای امتحان این ۱۵ حرکت روی ابزار واقعی، اشتراک Runway، اشتراک Kling AI و اشتراک Higgsfield در کافه لایسنس موجود است. کلیپ ها را هم در Adobe Premiere Pro به هم وصل کنید.

دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است. اولین نفر باشید.